Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

پرورش اخلاق کودکان

پرورش اخلاق کودکان

توصیه ها و هشدارهایی در مورد پرورش اخلاق در کودکان

همه ما میدانیم که یکی از مهم ترین وظایف پدر و مادر این است که معلمین اخلاق خوبی برای کودکان خود باشند.ابراز مهربانی و تقسیم شادی ها با کودکان امری حیاتی میباشد.متاسفانه بسیاری از والدین تربیت فرزند را در جنبه های آموزشی خلاصه می کنند و فقط به پرورش هوش فرزند و اموزش مهارت های مختلف از جمله حل مسائل و مشکلات کودک میپردازند و معتقدند بچه ها خودشان رفتارهای اخلاقی و انسانی را خواهند آموخت.تا به حال فکر کرده اید که این نگاه و این نوع تفکر تا چه حد میتواند به بچه ها صدمه بزند؟

متاسفانه همین روش های تربیتی ناقص است که باعث میشود سایر ابعاد وجودی بچه ها پرورش پیدا نکند، فقط مراحل رشد ذهنی را طی کنند و بزرگ شوند اما مراحل رشد اخلاقی را یاد نگیرند. و با اینکه مهارت های حل مسئله را در خانواده و مدرسه یاد میگیرند،توان حل مشکلات زندگی خود را نداشته باشند.یعنی با اینکه درست فکر کردن را بلدند،توانایی درست عمل کردن و تشخیص مسیر صحیح زندگی را پیدا نکنند.در واقع والدین انها در حقشان ظلم میکنند و هرگز به تقویت هوش اخلاقی فرزندان نمی پردازند.اگر والدین به همان اندازه اهمیت دادن به نمرات بالا در کارنامه تحصیلی به رفتارها و ارزش های اخلاقی فرزند خود اهمیت بدهند، وقتی این فرزندان به بزرگسالانی تبدیل میشوند،درستکاری،انصاف،و پایبندی به اصول اخلاقی را بی اهمیت نخواهند دانست.داشتن هوش اخلاقی پائین نه فقط به ضرر جامعه ای است که چنین افرادی در ان زندگی میکنند بلکه به ضرر خود فرد و خانواده اوست.این بچه ها در انتخاب دوست،شغل،همسر ضعیف عمل میکنند و چون از شعور اخلاقی خوبی برخوردار نیستند بازنده میشوند.

بنابراین باید در کنار پرورش هوش منطقی یا همان IQ و هوش هیجانی EQ در پرورش هوش اخلاقی و معنوی فرزندان نیز کوشید.زیرا این هوش خاص انسان هاست.همه ما باید بپذیریم که خوش اخلاقی کاملا اکتسابی است و هیچ ربطی به ژن و وراثت ندارد.هوش اخلاقی انسان در برگیرنده تمام اعتقادات و باورهای انسانی میباشد و برای عملکرد بهتر هوش منطقی و هوش هیجانی لاز وضروری میباشد.اگر بچه ای دارای هوش منطقی یا IQ خوبی باشد و در مسیر رسیدن به موفقیت گام بر دارد اما هوش اخلاقی خوبی نداشته باشد نمیتواند با به کار گیری آنچه که میداند مشکلات زندگی خود را حل و انها را به فرصت تبدیل نماید.چنین فرزندی هرگز از شکست های زندگی درسی نمیگیرد و چون حس هدایت درونی و درست اندیشیدن در وجودش نمی جوشد،آدم موفق و خوشحالی نخواهد بود.این شخص منزوی و گوشه گیر خواهد شد.

وقتی انسان با آدمهای دارای اعتقادات قلبی و باورهای معنوی ارتباط برقرار میکند متوجه میشود انها راحتتر استرس خود را مدیریت میکنند و با مشکلات زندگی میجنگند چون به چیزی فراتر از چارچوب های تعریف شده  در زندگی وقواعد ان معتقدند.در مقابل این گروه ،کسانی هستند که به هر دلیلی هوش اخلاقی مناسبی کسب نکرده اند.محققان معتقدند این کودکان در معرض خطرات جدی هستند.آنها صدای وجدانشان را نمیشنوند و به خاطر رشد نکردن امیال و اخلاق و باورهایشان توانایی تشخیص درست از نادرست را ندارند و دچار عقب افتادگی اخلاقی و روانی در بزرگسالی میشوند.روی آوردن به بزهکاری و بروز مشکلات روانی به دلیل به دست نیاوردن آرامش از یک منبع قوی ، سرانجامیست که در انتظار بچه های فاقد هوش اخلاقی است.

حال پرسشی که پیش می آید این است که پدر و مادرها از چه سنی باید به تقویت هوش اخلاقی بپردازند و آیا پایبندی آنها به اخلاقیات و اینکه معلم اخلاق بودن تاثیری در عملکرد بهتر بچه هایشان دارد یا خیر؟

صد در صد.بچه ها از زمانی که بسیار ناتوان و کوچک هستند،قادرند تمام رفتارهای شما را به عنوان والدین خود زیر ذره بین ببرند و ببینند و یاد بگیرند.شما بی آنکه بدانید،در حال اموزش فرزندان شیر خوار خود هستید،مادری که هنگام بدرقه کارگر نظافتچی علاوه بر دستمزد،کمی هم خوراکی و چیزهای مورد نیاز و ضرروری زندگی به او میدهد،پدری که درباره حل مشکل مالی نگهبان اداره حرف میزند یا راجع به خونی که به بیماران هدیه کرده است میگوید،نقش معلم اخلاق را بازی می کند، اصلا لازم نیست در این موارد به بچه های خیلی کوچک آموزش مستقیم داده شود.آنها شما را میبینند و در 3-2 سالگی که سن همانند سازی با والدین است،بخشش را به عنوان مفهوم عظیمی از رشد اخلاقی ،درونی میکنند.

 بچه سه ساله کاملا میتواند درک کند که وقتی وارد مهد کودک میشود،خوراکی خود را به دوستانش هم تعارف کند چون بخشش فقط مفهوم دستگیری از نیازمندان نیست و توجه به همنوعان است،در هر سطحی که هستند.کودک میفهمد با تقسیم خوراکی ها،اسباب بازی ها،و آنچه در مالکیت اوست میتواند دوستش را شاد کند و رسم مهمان داری را به جا آورد.او فقط در صورتی قادر است درست عمل کند که شما الگوی اخلاقی درستی باشید و پرورش یک کودک اخلاقی برایتان اهمیت داشته باشد،یعنی از او توقع رفتار اخلاقی داشته باشید

خیلی خوب است که این هوش کاملا آموختنی و قابل یادگیری است اما والدین باید اصول پرورش صحیح آن را بدانند وگرنه با توجه به درک اندکی که بچه ها دارند،در مقابل مفاهیم عمیق معنوی که در فلسفه هر خصیصه اخلاقی وانسانی نهفته است،دچار سردرگمی می شوند.پرورش هوش اخلاقی وظیفه سنگینی است که شما به راحتی نمیتوانید به بچه سه ساله ای که مفهوم مالکیت را از همه چیز زودتر یاد گرفته است بگوئید از آنچه که کاملا متعلق به اوست به دیگری هم بدهد تا او را خشنود کند.حتی خیلی از بزرگترها هم با اینکه ما قوانین طلایی اخلاقی و انسانی را بسیار ساده و قابل درک در قران کریم و کلام پیامبر (ص) داریم، قادر نیستند آن را بپذیرند یا به مرحله عمل در آورند ولی کم کم با تلاش و پیگیری و تشویق بچه ها، همگام با دیگر نکته های تربیتی ،این هوش هم تقویت میشود و اگر شما از بچه انتظار داشته باشید به خواسته تان بها میدهد. همین که بچه ها در مناسبت های مختلف میبینند شما چطور از دارائی خود بخشش میکنید،هوش اخلاقی شان پرورش پیدا میکند. لازم است بارها غیر مستقیم و در صحبت با همسر و دیگر بزرگترها، به این اشاره کنید که تهیه لباس،خوراکی یا امکانات تحصیلی برای بچه های دیگر که نیازمند هستند، وظیفه شماست و به مفهوم عمیق برابری و شرافت معتقدید.فرزند شما باید از شما بشنود که همه انسان ها به شرف انسان بودنشان شریف اند و فارغ از اینکه چه طبقه اقتصادی واجتماعی دارند و ثروتمند یا فقیرند،حق دارند امکاناتی مشابه ما داشته باشند.باید به متن صریح قرآن اشاره کنید که خداوند میفرماید:(( ما اموال دیگران را در سهم روزی شما قرار دادیم تا شما را امتحان کنیم و ببینیم آنچه خداوند به شما امانت داده بود، به صاحبانش بر میگردانید یا نه )) اما دقت کنید طوری آن را بیان کنید که بچه ها بفهمند.پس غیر مستقیم و با بیان ساده وقابل درک باید به بچه ها بگوئیم ما این بخشش را از ذات خداوندی که بخشنده مطلق است، یاد گرفتیم و الگو برداری کردیم و با این کار قصد داریم خداوند را که معلم اخلاق همه ماست ،شاد کنیم.

هرگز نباید بچه ها را که درک درستی از مفاهیم عمیق معنوی و خداشناسی ندارند و تا نوجوانی هم به این قابلیت نخواهند رسید،درگیر مسائلی کنیم که آنها را از اصل و هدف انسانیت و اخلاقی بار آمدن دور کند.هیچ اشکالی ندارد اجازه دهید بچه در عالم بچگی خود به شاد کردن خداوند فکر کند و تصورش را از او بگوید یا تلاش کند مراحل رشد اخلاقی را بپیماید.بچه ای که دروغ نمیگوید چون والدینش به او گفته اند که خداوند راستگو ها را خیلی دوست دارد یا وقتی تو راستش را بگوئی خدا شاد میشود، در مسیر درست تقویت هوش اخلاقی پیش میرود و باید به والدینش تبریک گفت.

 

مطالب مفید بیشتر

آیا شما مادری شاغل،یا پدری پرکار هستید؟برای نزدیک شدن به فرزندتان چقدر تلاش کرده اید؟

 

 

 

آیا این مطلب برای شما مفید واقع شده است؟ با اشتراک در سایت از مقالات مفید هفتگی به صورت رایگان در ایمیل خود بهره مند گردید

جدیدترینها

ليست کامل ...

خانومانه فروشگاه شما

 

 

آمار

  • تعداد کالا: 477
  • بازدید امروز: 4078
  • بازدید دیروز: 3587
  • بازدید کل: 1425138