Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

09139983317

34261986

سبد خرید : 0 محصول
سبد خالی است

چرااینطور به نظرمیرسدکه مردهادرمقایسه با زن ها کمتربه عشق و روابط اهمیت میدهند؟

چرااینطور به نظرمیرسدکه مردهادرمقایسه با زن ها کمتربه عشق و روابط اهمیت میدهند؟

در این مقاله از سایت خانومانه به راز سوم درباره مردان یعنی :چرااینطور به نظرمیرسدکه مردهادرمقایسه با زن ها کمتربه عشق و روابط اهمیت میدهند؟
خواهیم پرداخت

به قلم خانومانه

اگر راز اول درباره مردان و راز دوم درباره مردان را ازسری مقالات قبلی خانومانه خوانده باشید حتمامیدانیدکه موضوع این مطلب یعنی رازسوم درباره مردان چیست.بله درست حدس زدید.

رازسوم درباره مردان:چرااینطور به نظرمیرسدکه مردهادرمقایسه با زن ها کمتربه عشق و روابط اهمیت میدهند؟

ممکن است با خودتان بگوئید: " میدونم دوستم داره " اما همیشه این احساس را دارم که رابطه ما ،برای من مهمتره تا برای او.هر وقت که از سر کار به خانه بر میگردد برای دیدنش لحظه شماری میکنم ،اما او وقتی به خانه میرسد ،به نظر نمی آید که آنقدرها هم هیجان زده باشد. نمیفهمم چرا؟

همیشه کارهای خاصی برای او انجام میدهم.به مناسبت های ویزه برایش کارت پستال میخرم.برای بعضی شب ها و مناسبت های بخصوص از قبل برنامه ریزی میکنم و اگر او هم به همین اندازه که من دوستش دارم دوستم داره ،چرا همین کارها را برای من انجام نمیدهد.

آیا این جملات برایتان آشناست؟ بسیاری از زنان بر این عقیده اند که مردها اهمیت کمتری به روابطشان میدهند.این واقعیت ندارد،بلکه حقیقت این است که رازهایی در این باره وجود دارد که هر زنی بایستی آن ها را درک کند.مردها هویت خود را،بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت هایشان تعریف میکنند،در حالیکه زن ها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان میکنند.برای مردان موفقیت از هر مورد دیگری مهم تر است، چرا که بقای جسمانی و فیزیکی خانواده را تضمین میکند.زن ها نیز بقای خود را در گرو حفظ روابط احساسی و بچه های خود میبینند.بنابراین چنانچه شما نیز به مانند همسرتان تمام وقت کار میکنید،ممکن است چشم انداز شما از تعادل بین شغل و عشق ، خیلی باذهنیت همسرتان از تعادل میان این دو منطبق نباشد.زن ها این تفاوت در اولویت های مردانه و زنانه را به مثابه ی مدرک و سندی دال بر اینکه مردها آن ها را زیاد دوست ندارند،میگیرند.این موضوع واقعیت ندارد.حقیقتی که در این رابطه وجود دارد، این است که :

چنان چه مردی نسبت به شغل و توانائی های حرفه ای خود احساس خوبی نداشته باشد،به سختی خواهد توانست توجه خود را به روابط عشقی و احساسیش معطوف کند.چنانچه مرد زندگیتان در رابطه با شغلش مایوس و سرخورده است و یا نگران پروژه ای میباشد یا زیر فشار اقتصادی باشد و یا احساس کند که در یکی از مراحل موفقیتش درمانده و فضائی برای رشد در اختیار ندارد، از لحاظ احساسی و عاطفی ، تمام و کمال دردسترس شما نخواهد بود.بخش عمده ای از توجه و انرژی ذهنی او مدام در گرو نگرانی ها و درگیری های شغلیش خواهد بود. و ممکن است خود اگاه یا ناخودآگاه این روش را ادامه بدهد.برای او مشکل خواهد بود که کاملا احساس راحتی کند ،بی آنکه در زندگیش احساس موفقیت داشته باشد.موضوع این نیست که دوستتان ندارد و یا به شما عشق نمیورزد و یا اینکه به شما احتیاج ندارد ،حتی موضوع این نیست که شغلش را بیش از شما دوست دارد .مطلب این است که شغلش تاثیر درگیرانه تری بر احساس رشد شخصی و اعتماد به نفس او دارد،تارابطه اش با شما.

وقتی که او خسته از کار روزانه و محیط آن و آدم های اطرافش و ترافیک و شلوغی شهر،آلودگی و ...به خانه باز میگردد بدنبال آرامش است پس اصلا زمان مناسبی برای گیر دادن های بی مورد یا توقع ابراز احساسات شدید نیست.

راز سوم درباره مردان واهمیت دادن ان ها به عشق

درک این موضوع و پذیرش آن برای زن ها اندکی مشکل است.ارزش یابی زنان با ارزش یابی مردان تفاوت است.برای زن ها صرف نظر از اینکه تا چه حد درشغل خودموفقند،مادامی که زندگی احساس ارضاء کننده ای به آنان ندهد،احساس خوبی نسبت به خودشان نخواهند داشت.برای یک زن صمیمیت و نزدیکی بایک مرد،آرامش و راحتی است.این احساس آرامش در پایان روز برای زن به مانند آن است که هدیه ای دریافت کرده باشد.برای همین است که زن ها از مردها توقع دارند تا نگرانی ها و ناراحتی های شغلیشان را به محضی که آنان را می بیند دور بیاندازد.زن را درآغوش گرفته و در پناه عشق خود احساس راحتی و خوشحالی کنند.این صرفا برای زن ها مطلوب است و لزوما به این معنا نیست که برای مردان خوشایندباشد.متاسفانه این عادت مردان که خود و هویتشان را با شغل و موفقیت هایشان تعریف میکنند و اعتماد به نفس و خود باوریشان را صرفا به دستیابی هدف هایشان معطوف میکنند،باعث شده است که آمار بیماری های مربوط به استرس،در میان مردان بیشتر اززنان باشد.بیماری هایی نظیر : فشار خون بالا،حملات قلبی،اعتیادبه الکل و مواد مخدر.تمامی این ها نشانگر اضطراب و نگرانی فکری بیشتر مردان و همین طور عدم قابلیت و توانایی مردها در راحتی و استراحت کردن میباشد.

تفاوت های ساختمانی مغز مردها و زن ها   

دلیل دوم این که چرا مردها در مقایسه با زن ها ، اهمیت کمتری به عشق واحساسات و روابط میدهند،درتفاوت های ساختمانی میان مغز مرد و زن نهفته است.مغز مردها به سختی میتواند از تفکر به سمت احساسات و عواطف تغیییر عملکرد بدهد.احتمالا این موضوع را از قبل نیز میدانستید که مغز مردها با مغز زن ها تفاوت هایی دارد.مغز مردها تخصصی تر است.این صرفا به این معناست که تقسیم کار در آن صورت گرفته است.به عبارت دیگر نیم کره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی و همچنین احجام سر و کار دارد.( فعالیت هایی نظیر کسب مهارت های فیزیکی،تطابق های چشمی و ماهیچه ای ).در حالی که نیم کره چپ، به مهارت های گفتاری وشناختی اختصاص یافته است.( مهارت هایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل انتزاعی ).محققین چنین دریافته اند که نیم کره راست در پسر بچه های کوچک رشد و تمایز بیشتری از نیم کره چپ دارد.نتیجه چنین حالتی آن است که دختر بچه ها در مقایسه با پسر بچه ها، " گفتاری تر "و " کلامی تر " هستند.

از طرفی مغز زن ها " عمومی تر " است.به این معنا که هر دو نیم کره چپ و راست مغز زن ها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکرد مشابهی دارند و تقسیم کار بین آن ها صورت نگرفته است.دکتر " چین برا  " در کتاب خود به نام " تفاوت های مردها و زن ها " چنین مینویسد که : " درست به همین دلیل است که بعضی از مردم احساس میکنند مردها در مقایسه با زن ها از سرعت تصمیم گیری و قابلیت درک بیشتری برخوردارند.در واقع چنانچه یکی از نیم کره های مغز زنی آسیب ببیند، نیم کره دیگر که قادر به کپی کردن تمام قابلیت های نیم کره تخریب شده میباشد، میتواند مسئولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را بر عهده بگیرد.نظیر این حالت در مورد مردان صادق نیست.چنانچه نیم کره چپ مغز مردی به واسطه سکته مغزی آسیب ببیند،این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را ازدست بدهد.چرا که نیم کره راست مغز مردها،تنها میتواند عملکردهای بینایی و فضایی را سازمان دهی کند"

چرا جایگاه مردها بیشتر در سرشان هست؟

در ادامه راز سوم درباره مردان با شما از تفاوت های ساختمانی سخن میگوییم.از این تفاوت مغز مردها و زن ها چه نتیجه ای میتوان گرفت؟به عقیده ی من این تفاوت ها،علت این که چرا مردها به سختی میتوانند از تعقل و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات  و عواطف تغییر موضع بدهند را کاملا توضیح میدهد.به عبارت دیگر گویی جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا در قلبشان.در رشته پزشکی سنتی به این دو نوع عملکرد،عملکردهای مغز راست و عملکردهای مغز چپ گفته میشود.این بدین معناست که مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن،مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد.بنابراین هنگامی که شما و نامزدتان یا همسرتان مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی هستید،یا درگیر مکالمه ای روشنفکرانه میباشید و به ناگهان شما دوست دارید به همسرتان عشق بورزید،در آغوشش بگیرید و از احساساتتان صحبت کنید،احتمالا خواهید دید،همسرتان حوصله ی این کار را ندارد،چرا که به همان سرعت شما نمیتواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهد.

آیا تا به حال اندیشیده اید که چرا همسر یا نامزدتان در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارد؟ تا پس از کار خودش را برهاند و همه چیز را خاموش کند.چنانچه مغز او به مدت هشت ساعت روی فعالیت های مغز راست تمرکز کرده باشد،به راحتی حتی قادر نخواهد بود درب خانه را باز کند.و فورا به وضعیتی احساسی برسد.آیا تا به حال مشاهده کرده اید چرا هنگامی که با نامزد یا همسرتان به تعطیلات رفته اید از جانب او توجه،محبت و عشق بیشتری دریافت میکنید؟آیا متوجه شده اید که در این گونه مواقع گرایش او به روابط جنسی بیشتر میشود؟ در واقع زمانی که مردی را از شغل و کارش دور میکنید،نه تنها اضطراب ها و فشارهای محیط کاری را از رویش بر میدارید،بلکه به مغزش استراحت میدهید،تا از آن عادت همیشگی،تمرکز هشت ساعته بر روی فعالیت های مغز راست و تحلیلی، دست برداشته و کمی آرام بگیرد.این باعث میشود همسرتان از لحاظ احساسی امنیت بیشتری داشته وبهتر درکتان کند و نزدیکتان باشد.چرا که دیگر مجبور نیست مرتبا از یک عملکرد به عملکرد دیگر تغییر وضعیت بدهد.

راه حل هایی برای راز سوم درباره مردان

1.حتما خواندن این مطلب را به شوهرتان هم توصیه کنید.در صورت تمایل میتوانید از طریق فرم زیر همین مطلب در خبرنامه خانومانه مشترک شوید تا مطالب سایت را به همراه ویدئوهای آموزشی به رایگان در ایمیل خود دریافت کنید.خب از صحبتمان زیاد فاصله نگیریم.بعد از اینکه همسرتان نیز این مطلب را خواند وقت صرف کنید و درباره مفاهیم آن با او به گفتگو بنشینید و نظرش را جویا شوید.به او بگوئید : از این مطلب چه آموخته اید.در اینجا منظور ما این نیست که هر گاه همسر یا نامزدتان رمانتیک و احساسی نبود، می بایست به او بگویید : "  آه عززیزم،مسئله ای نیست،چنان چه از لحاظ احساسی شل و وارفته باشی،این تنها به این دلیل است که در حال حاضر در نیم کره راست مغز خود گیر کرده ای " بلکه در این گونه موارد می بایست نشان دهید که این موضوع را درک میکنید.به خاطر داشته باشید مردها از اینکه بفهمند شما ان ها را درک میکنید خیلی خوشحال می شوند.بر عکس از این که از آن ها انتقاد کنید،متنفر هستند.ممکن است همسرتان این موضوع را تائید کند که در مقایسه با شما به عشق و روابط علاقه کمتری نشان میدهذ،اما دلیل آن را نداند.درک رازهایی درباره مردان که در این مقاله به آن ها پرداختیم،ممکن است باعث احساس بهتری در مردان بشود.مردان گاهی اوقات خود نیز عمق احساساتشان نسبت به همسرشان را مورد تردید قرار میدهند.چرا که آنان نیز ممکن است از خود بپرسند : اگر واقعا همسرم را دوست داشتم ، آیا من نیز به همان اندازه او به ارتباط، عشق و احساس علاقه نشان میدادم؟

2.با نامزد یا همسرتان درباره روش های دیگر افزایش احساس عزت نفس و ارزشمند بودن ( روشهایی به غیر از موفقیت های شغلی و حرفه ای بلکه پیشرفت های ارتباطی ) به گفتگو بنشینید.به عقیده من به منظور داشتن روابط و زندگی سالمتر،مردها باید اولویت های خود را بازبینی کنند و این اولویت ها را نه بر اساس پیشرفت های مادی و اقتصادی،بلکه کمی نیز بر اساس موفقیت های روحی،احساسی و عاطفی نیز بنا گذارند.برای یک مرد حائز اهمیت است که درک کند اختصاص دادن یک بعدازظهر کامل جهت رسیدگی به تکالیف مدرسه پسرش،یاقدم زدن به همراه همسرش قبل از شام و یا تلفن زدن به همسرش از محل کار،صرفا به این خاطر که به او بگوید تاچه حد دوستش دارد،میتواندبینهایت با ارزش باشد.

3.میتوانیدکمک کنید تا استرس کمتری داشته باشد.و باصحبت کردن درباره راه هایی که درانتقال او از محیط کاری به کانون گرم خانواده میتواند کمک کند،حامی او باشید.به توصیه های زیر عمل کنید:

• روش هایی را بیابید تا همسرتان بتواند به وسیله آن تنش های کاری و شغلیش را درپایان روز کاهش دهد.مثلا:با ورزش کردن،قدم زدن،دراز کشیدن و گوش دادن به موسیقی آرام بخش،مدیتیشن،ماساژگرفتن ازشما،( ماساژشانه و پاها).گوش دادن به اخبار و یا روزنامه خواندن.

• به محض ورودشوهرتان با مسائل و مشکلات احساسی و عاطفیتان به او هجوم نبرید،به او وقت بدهید تا آرام بگیرد.

• به خاطر داشته باشید که نظیر همین توصیه ها را برای خودتان نیز به کار ببندید.گرچه ممکن است شما نیز به مانند همسرتان تمام وقت کار کنید.اما این را بدانید که آرام گرفتن برای شما به مراتب ساده تر است.تا به وضعیت احساسی تغییر حالت دهید.

• تصویر ذهنی او از یک رابطه ایده آل چیست؟

• مایل است چه مقدار از وقت و انرژی خود را به بهبود رابطه اش با شما اختصاص دهد.

• به منظور ایجاد رابطه ای مستحکم و نیرومند،مایل به استفاده از چه روش ها و تکنیک هایی است.(کتاب خواندن،مشاوره،سمینار،میزگردهفتگی...)

• برخوردها و  مشکلات پیش آمده را چگونه و به چه روشی میخواهد حل کند؟(دوست دارد فورا درباره آن ها صحبت کند،یا منتظر شود اول بچه ها بخوابند،یااحساساتش را روی کاغذ بنویسد؟)

صحبت درباره موضوع های فوق با همسرتان نه تنها به شما اطمینان خاطر میدهید که همسرتان نیز به همان اندازه شما به این قبیل مسائل اهمیت میدهد و حتی مایل است در جهت رشد و موفقیت رابطه اش تلاش کند،بلکه به او کمک میکند احساسات خوب ناشی از صحبت درباره این قبیل مسائل با شما را تجربه کند.تعهد همسرتان مبنی بر مشارکت و همکاریش با شما،باعث می شود،احساس کنید هر دو اعضای یک تیم وبه دنبال هدفی واحد هستید.

ممکن است به خواندن مطالب مرتبط زیر نیز علاقه مند باشید

چرا مردها دوست دارند حق با آن ها باشد؟(( چرا متنفرند از اینکه اشتباه کنند))

چرا مرد ها وقتی زن ها ناراحت میشوند و احساساتی برخورد میکنند از این حالت عصبانی میشوند؟

 

جهت اشتراک و دریافت رایگان مقالات سایت از طریق فرم زیر ایمیل خود را ارسال نمائید

جدیدترینها

ليست کامل ...

خانومانه فروشگاه شما

 

 

آمار

  • تعداد کالا: 503
  • بازدید امروز: 523
  • بازدید دیروز: 3474
  • بازدید کل: 1689038