Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

سه قدم تا رسیدن به طلا

سه قدم تا رسیدن به طلا

در ادامه داستان های موفقیت و رسیدن به ثروت در این مطلب داستان توقف در سه قدمی طلا را برایتان نقل میکنیم.

داستان این مطلب در واقع داستان شکست ها و موفقیت ها،داستان ایمان و خواستن می باشد.داستانی کاملا واقعی از شکست کسی که اشتیاق دست یافتن به طلا را داشت اما یک شکست مقطعی او را از میدان به در کرد.هدف ما از نقل این داستان این است که شما با خواندن این مطلب به یکی از 13 کلید رسیدن به موفقیت و ثروت دست پیدا کنید.پس چندین و چند بار این داستان را مطالعه کنید تا به نکته اصلی و کلیدی این مطلب پی ببرید.باید بدانید که انسان های بزرگ و موفق برای رسیدن به ثروت و موفقیت چه تاوان هایی داده اند.باید بفهمید تنها خواستار موفقیت و ثروت بودن کفایت نمی کند.شما باید 13 اصل مهم رسیدن به موفقیت و ثروت را بیاموزید و باید بهای موفقیتی را که می خواهید به دست بیاورید بپردازید.ما در این بخش از سایت ( تکنیک های موفقیت و ثروت ) هر روز با یک داستان آموزنده و یک مقاله مفید یکی از این سیزده اصل را به شما می آموزیم.به جهت آنکه هر کسی هدفی منحصر به فرد دارد پس هر کس از خواندن این مطالب نکته ای خاص خودش را بیرون می کشد.هدف و آرمان اصلی ما موفقیت شما کاربران گرامی سایت خانومانه می باشد.همینکه شما اکنون در حال مطالعه این مطلب می باشید یک گام در مسیر موفقیت برداشته اید.یعنی جویای موفقیت و ثروتید.پس با ما همراه و همگام شوید و از مطالب این بخش سایت به خوبی استفاده کنید.باید کاملا آماده و مصمم باشید تا با همگام سازی خود با این اصول تغییراتی اساسی در شیوه زندگی خود ایجاد کنید.نتیجه این کار این است که می توانید عمر خود را با هماهنگی و تفاهم سپری کنید.علاوه بر ان زمینه هایی برای موفقیت شما فراهم می شود تا به جمع افراد ثروتمند بپیوندید.

سه قدم تا طلا

یکی از رایجترین علل شکست،عادت تسلیم شدن در موقعی است که شکست موقت بر شخص مستولی می شود.هر شخصی زمانی مرتکب این اشتباه می شود.پس دوست من اگر تصمیمت را برای موفقیت گرفته ای باید پستی و بلندی های این مسیر را به جان بخری و بر هدف خود پایبند و وفادار باشی.داستان سه قدم تا طلا داستان مردی است که در سه قدمی طلا متوقف شد.بیش از این منتظرتان نمیگذارم و بر سر اصل مطلب و نقل داستان آقای داربی میروم.

آر.یو.داربی که بعدها یکی از موفق ترین فروشندگان بیمه در کشور شد،داستان عمویش آقای داربی را نقل می کند.او در ایام هجوم به منطقه طلاخیز مبتلا به " تب طلا "شد.پس راهی غرب شد تا حفاری کند و ثروتمند شود.او هرگز این ضرب المثل را نشنیده بود:( طلایی که از مغر انسان ها استخراج می شود،بیشتر از طلایی است که از زمین استخراج می شود.) وی مدعی شد و رفت تا با بیل و کلنگ دست به کار شود.عزیمت سخت بود،ولی ولع او برای رسیدن به طلا قطعی بود.

پس از هفته ها زحمت،پاداش خود را با کشف سنگ معدن درخشان گرفت.او برای آوردن سنگ معدن به سطح زمین نیاز به ماشین آلات داشت.بی صدا روی معدن را پوشاند، و از همان راهی که رفته بود به خانه اش در ویلیامزبرگ در مریلند برگشت.او ماجرای کشف را برای اقوام و تعدادی از همسایگان تعریف کرد.آن ها برای تهیه ماشین آلات مورد نیاز پول فراهم کردند و آن را با کشتی فرستادند.داربی و عمو نیز برگشتند تا کاوش کنند.اولین واگن سنگ معدن استخراج و به کوره ی ذوب فلز منتقل شد.گزارش ها ثابت کرد که ان ها به یکی از مرغوبترین معدن ها در کلرادو دست یافته بودند.چند واگن دیگر از آن کشف، بدهی ها را صاف می کرد.بعد نوبت به سودهای کلان می رسید.مته ها پایین رفتند،امید داربی و عمو بالا رفت!آن گاه ماجرایی رخ داد.رگه سنگ طلا ناپدید شد.آن ها به انتهای رنگین کمان رسیده بودند و کوزه ی طلا دیگر آنجا نبود.به کندن ادامه دادند،و با ناامیدی تلاش کردند تاشاید دوباره رگه را پیدا کنند،ولی بی فایده بود.عاقبت تصمیم گرفتند تسلیم شوند.ماشین آلات را به چند صد دلار به یک اوراقچی فروختند،و با قطار به خانه برگشتند.بعضی اوراقچی ها خنگ هستند، ولی این یکی نبود.او یک مهندس معدن را خبر کرد تا نگاهی به معدن بیاندازد و برآوردی جزئی بکند.مهندس خبر داد که علت شکست این طرح این بود که مالکان با " رشته های گسل " آشنا نبودند.برآوردهای او نشان داد که رگه ی طلا درست در سه قدمی جایی که آن ها حفاری را متوقف کرده بودند،پیدا می شد.و دقیقا همانجا پیدا شد.

اوراقچی میلیون ها دلار از آن معدن گیرش آمد.چون خوب می دانست که قبل از تسلیم شدن باید در صدد مشاوره تخصصی بر آمد.بیشتر پولی که بابت ماشین آلات از بین رفت،از طریق تلاش های داربی،که در آن موقع مردی بسیار جوان بود،فراهم شد.پول را اقوام و همسایگان او داده بودند، و آن هم به علت اعتمادی که به او داشتند.او تا ریال آخر را پس داد،گرچه سالها طول کشید.

مدت ها بعد،آقای داربی چند برابر ضرری که کرده بود به دست آورد.او به این موضوع پی برد که اشتیاق می تواند به طلا تبدیل شود.این کشف،پس از اینکه وارد تجارت فروش بیمه ی عمر شد رخ داد.داربی در حالی که به یاد داشت که ثروت هنگفتی را از دست داده بود،آن هم در سه قدمی معدن طلا،هنگامی که دست از کار کشیده بود،از این تجربه تلخ در کار منتخب خود یعنی فروش بیمه عمر سود جست.شیوه ی ساده او این بود که به خودش گفت :( من در سه قدمی طلا دست از تلاش برداشتم،ولی هرگز در برابر جواب منفی مردم در زمانی که از ان ها می خواهم بیمه بخرند،دست از تلاش بر نخواهم داشت.) او " پایداری " خود را مدیون درسی است که از " تسلیم پذیری " خود در تجارت استخراج طلا یاد گرفت.بیشتر آدم ها قبل از موفقیت،مطمئن هستند با شکستی بسیار زودگذر،یا شاید ورشکستگی مواجه می شوند.هنگام مواجهه با شکست آسان ترین و منطقی ترین کار این است که رهایش کنید.این درست همان کاری است که بیشتر مردم می کنند.بیشتر از پانصد تن از موفق ترین افرادی که آمریکا تا به حال شناخته است،بزرگترین موفقیت زندگیشان درست یک قدم آن طرفتر از نقطه ای نصیب آن ها شد که در آنجا شکست بر آن ها مستولی شده بود.

شکست،حقه بازی است که در پنهان سازی و حیله گری تیز است.گمراه کردن یک نفر،آن هم هنگامی که در چند قدمی موفقیت است،خیلی لذت دارد.

داستان های موفقیت,موفقیت ثروتمندان,اصول موفقیت,راز پولدار شدن,داستان سه قدمی طلا,معدن طلا,راهنمای کسب ثروت


بیشتر بخوانید . ( داستان های مرتبط )

 

نظرات

جهت اشتراک و دریافت رایگان مقالات سایت از طریق فرم زیر ایمیل خود را ارسال نمائید

جدیدترینها

ليست کامل ...

خانومانه فروشگاه شما

 

 

آمار

  • تعداد کالا: 473
  • بازدید امروز: 2373
  • بازدید دیروز: 2952
  • بازدید کل: 1423433